{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درویش ..

درویش ..
علی مدد.............................
در خُمخانه را بگشا که بس بیمار و دلتنگم

تو تا دوری زمن ساقی،چنان مجنون و حیرانم
که دل فرسوده از هجران،کجا ساز خوش آهنگم؟

سرشتی از ازل ما را به سودای مِی و مُطرب
که غوغا می کند در دل هوای ساغر و چنگم

بیا ساقی، بیا ساقی ز سودای وصال تو
اگر تیرم زنی بر سر،وگر بر سر زنی سنگم

ز هجر تو من ای ساقی،چنین بی جان همی گردم
گهی مست و گهی مدهوش،در این میدان همی گردم

تو را گویم که تنهایی دوای زخم هجرانی
وصالت را مگیر از من،پی درمان همی گردم

تو را گویم که شیدایی،که من شیدای حیرانم
در این بازار آشفته، پی ایمان همی گردم
بیا ساقی تو جانم ده،شراب ارغوانم ده
هوای کوی رندانم٬پی مستان همی گردم
دیدگاه ها (۳)

یاهو

ره میخانه ام بنما که با خود بر سر جنگم در خُمخانه را بگش...

ای ... ای ساقی ای ساقی ره میخانه ام بنما که با خود در سر جنگ...

ای ... ای ساقی ای ساقی ره میخانه ام بنما که با خود در سر جنگ...

الله الله الله الله جل جلاله ............هو .تو را گویم که ش...

من غلام قمرم

‍دلم چیزی نمی خواهد به جز دیوانه ات بودن ،خیالت در دلم باشد ...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط