سناریو (درخواستی)
یدونه بزار که انگار اومدیم ایران بعد ماه محرمه بعد تو مسجد بودیم و اینا واکنششون و اینا خیلی خوب میشه طنزی میشه ..
بنگ چان: ا.ت عروسی کی هست حالا . محض زضای خدا کی عروسی تو کوچه میگیره اخه ؟ بعدشم چرا اینا تو عروسی راه میرن انقدر؟؟؟(متعجب)
ا.ت:بنگ چان عزیزم به این میگن دسته تو خونه که باهات حرف زدم(لبخند ضایع)
بنگ چان:گفتی میریم یه جایی حالت عزاداری داره نگفتی میایم عروسی .
ا.ت :خدایا منو گاو کن(🙄)
لینو : (میبینه دارن باند و میزارن پشت وانت )
لینو:اخجون قراره اهنگ گوش بدیم (ذوق زده ) اهنگ مارم پخش میکنن ا.ت؟؟
ا.ت: عزیزم اهنگ نیست گفتم که یه نوع عزاداریه.
لینو :با باند عزاداری میکنن؟؟؟(تعجب)
ا.ت:عزیزم تو فقط نگاه کن باشه ؟(التماس کنن)
چانگبین:(یه پسره میاد بهش زنجیر میده )
چانگبین: یه نوع دمبله ا.ت ؟ طرز کار باهاش چجوریه ؟
ا.ت:خاک تو سرم چانگبین این دمبل نیست .بهش میگن زنجیر .باید به شونه هات بزنی .
اومد بزنه که خورد تو صورتش
چانگبین:اخ
سرتو انداختی پایین که وانمود کردی با چانگبین نیستی .
هیونجین:داشتین به هم صحبت میکردین که یهویی صدای خوندم مداح بلند شد و هیونجین یه متر پرید بالا .
هیونجین:یا قمر بنی هاشم ا.ت جنگ شد .(ترسیده)
ا.ت:هیونجین مداح شروع کرد خوندن(خنده)
هیونجین:اخه این صداعه ا.ت ؟ ریدم تو خودم .
ا.ت: وای مردم(خنده)
هان:(داره به کسایی که زنجیر میزنن نگاه میکنه . )
هان:وای ا.ت چقدر باحاله . رو ریتم زنجیر میزنن.
ا.ت:اوهوم محرم همینه دیگه .
هان:حالا واسه کی زنجیر میزنن؟
ا.ت:واسه کسی که هزاران سال پیش مرده و ندیدنش(خنده)
هان:😑
فیلیکس :(دختر بچه ها افتادن دنبالش. همینجوری که داره میدوعه میگه)
فیلیکس:ا.ت کمکم کن
ا.ت:وای فیلیکس(خنده)
فیلیکس:شب دارم برات ا.ت .
ا.ت:گوه خوردم فیلیکسسس.
سونگمین: تا ساعت چند هستیم ا.ت پاهام درد گرفته دیگه نمیتونم راه برم(ناله)
ا.ت: یه دو ساعت دیگه هستیم (لبخند)
سونگمین:ا.تتت (گریه الکی)
ا.ت:برو لذت ببر(خنده)
ای ان:(تازه فارسیش خوب شده بود داره با بقیه حرف میزنه)
عموت:ا.ت شوهرت خیلی باحاله .
ا.ت: به پای هم پیر شین(خنده)
عموت:تا نزدمت برو پیش شوهرت.
ا.ت:جونگین عموم عاشقت شده .
جونگین:حق داره 🙂↔️
خدمت شما❤️❤️
خدمت شما
بنگ چان: ا.ت عروسی کی هست حالا . محض زضای خدا کی عروسی تو کوچه میگیره اخه ؟ بعدشم چرا اینا تو عروسی راه میرن انقدر؟؟؟(متعجب)
ا.ت:بنگ چان عزیزم به این میگن دسته تو خونه که باهات حرف زدم(لبخند ضایع)
بنگ چان:گفتی میریم یه جایی حالت عزاداری داره نگفتی میایم عروسی .
ا.ت :خدایا منو گاو کن(🙄)
لینو : (میبینه دارن باند و میزارن پشت وانت )
لینو:اخجون قراره اهنگ گوش بدیم (ذوق زده ) اهنگ مارم پخش میکنن ا.ت؟؟
ا.ت: عزیزم اهنگ نیست گفتم که یه نوع عزاداریه.
لینو :با باند عزاداری میکنن؟؟؟(تعجب)
ا.ت:عزیزم تو فقط نگاه کن باشه ؟(التماس کنن)
چانگبین:(یه پسره میاد بهش زنجیر میده )
چانگبین: یه نوع دمبله ا.ت ؟ طرز کار باهاش چجوریه ؟
ا.ت:خاک تو سرم چانگبین این دمبل نیست .بهش میگن زنجیر .باید به شونه هات بزنی .
اومد بزنه که خورد تو صورتش
چانگبین:اخ
سرتو انداختی پایین که وانمود کردی با چانگبین نیستی .
هیونجین:داشتین به هم صحبت میکردین که یهویی صدای خوندم مداح بلند شد و هیونجین یه متر پرید بالا .
هیونجین:یا قمر بنی هاشم ا.ت جنگ شد .(ترسیده)
ا.ت:هیونجین مداح شروع کرد خوندن(خنده)
هیونجین:اخه این صداعه ا.ت ؟ ریدم تو خودم .
ا.ت: وای مردم(خنده)
هان:(داره به کسایی که زنجیر میزنن نگاه میکنه . )
هان:وای ا.ت چقدر باحاله . رو ریتم زنجیر میزنن.
ا.ت:اوهوم محرم همینه دیگه .
هان:حالا واسه کی زنجیر میزنن؟
ا.ت:واسه کسی که هزاران سال پیش مرده و ندیدنش(خنده)
هان:😑
فیلیکس :(دختر بچه ها افتادن دنبالش. همینجوری که داره میدوعه میگه)
فیلیکس:ا.ت کمکم کن
ا.ت:وای فیلیکس(خنده)
فیلیکس:شب دارم برات ا.ت .
ا.ت:گوه خوردم فیلیکسسس.
سونگمین: تا ساعت چند هستیم ا.ت پاهام درد گرفته دیگه نمیتونم راه برم(ناله)
ا.ت: یه دو ساعت دیگه هستیم (لبخند)
سونگمین:ا.تتت (گریه الکی)
ا.ت:برو لذت ببر(خنده)
ای ان:(تازه فارسیش خوب شده بود داره با بقیه حرف میزنه)
عموت:ا.ت شوهرت خیلی باحاله .
ا.ت: به پای هم پیر شین(خنده)
عموت:تا نزدمت برو پیش شوهرت.
ا.ت:جونگین عموم عاشقت شده .
جونگین:حق داره 🙂↔️
خدمت شما❤️❤️
خدمت شما
- ۲۰.۸k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط