سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)
سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)
(وقتی به عنوان دختری که با ۴۰۰ کیلو متردر ساعت میره و این اتفاق تاحالا نیوفتاد و تو اخبار لغب سرعت کره رو میدیم و با تماس تلفنی بهمون میگن(کلا دختری هستیم که به ماشین/داستانای جنایی و...علاقه داریم)(اونا هم یواشکی رومون کراشن)
بنگ چان:امم..اتت دیدی تو اخبار لغب چی بهت دادن؟
ات: ارهههه...(با ذوق)
بنگ چان: ولی اونقدر با سرعت نباید رانندگی کنی خطرناک!
ات: اههه..چانیی...ضد حال نزن دیگهه!
بنگ چان: باشه بابا شوخی بود(با خنده)
ات: اممم..باشه!
بنگ چان: امم..چیزه فقط خواستم تبریک بگمم افریننن!(نخواست لو بره)
ات: مرسییی!
لینو: سلاممم سرعتت کره!
ات: اهههه...سلامم لینوو(خنده)
لینو: میشه منم بیام باهم بریم ماشین سواری؟
ات: امم..اره حتماا
لینو: باشه پس ساعت ۱۲ شب میام
ات:۱۲؟
لینو: اممم...اره خبب(درواقع میخواد یکاری کنه شب اونجا بخوابه و...)
ات: اممم باشه حل
چانگبین: سلامم
ات: سلاممم
چانگبین: میبینم معروف شدیی!
ات: واییی..ارهه..توهم پس اخبار رو دیدی!؟
چانگبین: اره مگه میشه نبینم،حالا میتونی بیای پیشم به من ماشین سواری یاد بدی؟
ات: اممم..حتما ولی مگه بلد نیستی؟
چانگبین: بلدم ولی نه اندازه تو و لطفا شبم بیا!
ات: خب چرا شب؟
چانگبین: اممم...خببب..چیزه...هیچی..چون..چون که..من کلا فقط شبا وقتم ازاده(منظورشو خودتون فهمیدین دیگه...)
ات:امم..باشه
فیلیکس: سلام !
ات: سلامم لیکسییی،اخبار رو دیدییی؟(با ذوق)
فیلیکس: ارههه معلومه که دیدم،شبم میخوام بیام پیشت سورپرایزت کنم!
ات: وایییی جدیییی؟
فیلیکس: معلومههه،فقط ممکنه شب همونجا خونتون بخوابم مشکلی نیست؟
ات:ام...نه باباا خوش اومدی
فیلیکس: حل(بهترین نقشه رو چید)
هان: سلامم
ات: سلامم اوپااا
هان: از صدات معلومه ذوق داری،خوشحالی که بهت لغب سرعت کره رو دادن؟نه؟
ات: وایی..ارهههه..مثلا نخواستم ضایع کنم(خنده)
هان: اشکال نداره کوچولووو،تبریک میگمم!
ات:مرسییی
هان:حیحی..(مثلا قرار بود بگه شب میاد روش نشد)
(برای ادامه بیاین پارت دو اینجا جاش نشد!)
(وقتی به عنوان دختری که با ۴۰۰ کیلو متردر ساعت میره و این اتفاق تاحالا نیوفتاد و تو اخبار لغب سرعت کره رو میدیم و با تماس تلفنی بهمون میگن(کلا دختری هستیم که به ماشین/داستانای جنایی و...علاقه داریم)(اونا هم یواشکی رومون کراشن)
بنگ چان:امم..اتت دیدی تو اخبار لغب چی بهت دادن؟
ات: ارهههه...(با ذوق)
بنگ چان: ولی اونقدر با سرعت نباید رانندگی کنی خطرناک!
ات: اههه..چانیی...ضد حال نزن دیگهه!
بنگ چان: باشه بابا شوخی بود(با خنده)
ات: اممم..باشه!
بنگ چان: امم..چیزه فقط خواستم تبریک بگمم افریننن!(نخواست لو بره)
ات: مرسییی!
لینو: سلاممم سرعتت کره!
ات: اهههه...سلامم لینوو(خنده)
لینو: میشه منم بیام باهم بریم ماشین سواری؟
ات: امم..اره حتماا
لینو: باشه پس ساعت ۱۲ شب میام
ات:۱۲؟
لینو: اممم...اره خبب(درواقع میخواد یکاری کنه شب اونجا بخوابه و...)
ات: اممم باشه حل
چانگبین: سلامم
ات: سلاممم
چانگبین: میبینم معروف شدیی!
ات: واییی..ارهه..توهم پس اخبار رو دیدی!؟
چانگبین: اره مگه میشه نبینم،حالا میتونی بیای پیشم به من ماشین سواری یاد بدی؟
ات: اممم..حتما ولی مگه بلد نیستی؟
چانگبین: بلدم ولی نه اندازه تو و لطفا شبم بیا!
ات: خب چرا شب؟
چانگبین: اممم...خببب..چیزه...هیچی..چون..چون که..من کلا فقط شبا وقتم ازاده(منظورشو خودتون فهمیدین دیگه...)
ات:امم..باشه
فیلیکس: سلام !
ات: سلامم لیکسییی،اخبار رو دیدییی؟(با ذوق)
فیلیکس: ارههه معلومه که دیدم،شبم میخوام بیام پیشت سورپرایزت کنم!
ات: وایییی جدیییی؟
فیلیکس: معلومههه،فقط ممکنه شب همونجا خونتون بخوابم مشکلی نیست؟
ات:ام...نه باباا خوش اومدی
فیلیکس: حل(بهترین نقشه رو چید)
هان: سلامم
ات: سلامم اوپااا
هان: از صدات معلومه ذوق داری،خوشحالی که بهت لغب سرعت کره رو دادن؟نه؟
ات: وایی..ارهههه..مثلا نخواستم ضایع کنم(خنده)
هان: اشکال نداره کوچولووو،تبریک میگمم!
ات:مرسییی
هان:حیحی..(مثلا قرار بود بگه شب میاد روش نشد)
(برای ادامه بیاین پارت دو اینجا جاش نشد!)
- ۱۲۹
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط