یبار بهش گفتم برای هیچکس اهمیت نداره که من مرده ام یا زند

یبار بهش گفتم برای هیچکس اهمیت نداره که من مرده ام یا زنده...بهم گفت پس من اینجا چیکارم؟!...دلم تنگ بود براش...میدونستم خوب نیست...اما نمی دونستم واقعا چقد بده...اگه آبجی اینو خوندی ...میخواستم یه چیزیو بدونی...به هیچ دردت که نخوردم...اما هر چی که بشه کنارتم ...حتی اگه اونور کره ی زمینم باشی...عزیزترین کسمی...با قلبم شادیتو آرزو کردم...و اگه حالام صدای گریه هاتو شنیدم...بازم با قلبم برات گریه میکنم...وهنوزم شادیتو میخوام...صدای خنده هات...آرامش قلبمه...کنارت میمونم آبجی خوبم...تا همیشه...
دیدگاه ها (۱۱)

تا صدای برخورد نامنظم عصا به سنگ فرشای پارکو از دور شنیدم، ا...

مگه من چی خواستم؟چرا مهم نیست بیا برات غذا درست کنم &نه نمی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط