مگه من چی خواستم؟
مگه من چی خواستم؟
چرا مهم نیست بیا برات غذا درست کنم
&نه نمیخواد (داشت میرفت که شوگا برشگردوند سمت خودش و محکم بغلش کرد)
-ببخشید داداشی چند ساعت پیش عصبی بودم سر تو خالی کردم
& آخه مگه من ازت چه خواستم (بغض)
-هششش تروخدا اینطوری نکن قربونت برم من من که عذر خواهی کردم
& یعنی ازم انتظار داری با یه عذر خواهی ساده ببخشمتون؟ میدونید من چقدر نابود شدم مگه شما اینو نمیدونید که من فوبیا صدای بلند دارم پس چرا سرم داد زدین (بدنش داره میلرزه و داره گریه میکنه)
-چرا میدونم میدونم لعنت به منی که با اینکه میدونستم این کارو باهات کردم تروخدا منو ببخش التماست میکنم منو ببخش ترو به روح مامان بابا
&باشه باشه چرا روح اونارو قسم میدی
-معذرت میخوام نمیدونستم چی بگم
&خیلی خوب باشه میبخشم اما لطفا دیگه سرم داد نزن تروخدا(بغض و اشک)
-قول میدم قول میدم عشقم( اشکاشو پاک میکنه)
&پس من دیگه میرم بالا
-خوشگلم مگه نگفتی خیلی گشنمه پس بیا بشین اینجا برات غذا درست بکنم نفسم
&خودم درست میکنم(میخواست بره سمت گاز که یونگی رو هوا بغلش میکنه و میشونتش رو صندلی)
-پرنسس کوچولو بشین همینجا تا داداشی برات غذا درست کنه اینقدرم رو حرف من حرف نزن
&چشم
-آفرین (میره و شروع میکنه به آشپزی )
&(حالش اصلا خوب نیست و بدنش داره میلرزه و بی قراره)
- آدا چیشده حالت خوبه؟
&نه بدنم خیلی درد میکنه
-چرا قربونت برم
&نمیدونم (نمیخواد بگه پریوده )
-قرص میخوای
&نه خوردم
-شاید گشنته
& نمیدونم
-خیلی خوب بیا آماده شد
&خیلی ممنونم
-خواهش میکنم فرشته ی من (سرشو میبوسه)
&(وقتی داره میخوره دستاش میلرزه)
- آدا تو اصلا حالت خوب نیست بلند سو بریم بیمارستان پاسو رو باش
&خوبم داداش
- دستات دارن میلرزن عشقم
& چیزی نیست واسه اینه که گشنمه
-مگه ناهار چی خوردی که اینطوری ضعف کردی
&ناهار نخوردم
-صبحونه چی خوردی
&اونم نخوردم
-یعنی چی آدا این چه وضعشه چرا امروز هیچی نخوردی حداقل بگو که دیشب یه شام درست حسابی خوردی
&نه دیشب شام نخوردم
-ناهار؟
&نه
-تروخدا بگو که صبحونه خوردی
&نه اونم نخوردم
-الهی قربونت برم تو چرا دو روزه چیزی نخوردی نگفتی اگه چیزیت بشه من میمیرم
&خدا نکنه داداش
- آخرین بار چی خوردی
&با دوستم تو کافه سالاد سزار
- وای آخه سالاد هوف الان ایناورم بیخیال غذاتو بخور
&چشم
ادامه دارد...
&دستتون درد نکنه داداش خیلی خوب بود
-سیر شدی گلم
&اوهم
-حالت بهتره
&اره ولی با اجازتون میرم بالا یکم دراز بکشم
- یه دقیقه وایسا تو کجات درد میکنه دقیقا
&همجام کل بدنم اما بیشتر سر و کمر و شکمم
-اخ الهی بمیرم برات داداشی چی بیارم برات خوب بشی
&چیزی نمیخوام یکم بخوابم خوب میشم
-میخوای باهات بیام
&نه شما برین به کارتون برسین معذرت میخوام مزاحمتون شدم
-(موهاشو از جلو صورتش کنار میزنه و با یه لحن مهربونی میگه: تو مزاحم نیستی یعنی هیچ وقت نبودی تو فرشته ب منی بعدشم من کارم تموم شده و یه ماه مرخصی دارم
&جدی میگین ؟
-اوهم
&وایی خیلی خوشحال شدم(با ذوق میره بغلش)
-اخ الهی من فدای اون ذوقت بشم پرنسس(محکم بغلش میکنه و عطر تنسو وارد ریه هاش میکنه)
&خوب من دیگه برم
-برو نفسم هر چی خواستی صدام بزن
& چشم
&رفتم بالا رو تختم دراز کشیدم خیلی درد داشتم اما سعی کردم بهش فکر نکنم و بخوابم )
ویو شوگا:
آدا نمیخواست بگه اما من فهمیدم که پریوده این روزا اصلا باهم راحت نیست از وقتی که از سربازی برگشتم خیلی ازم فاصله گرفته از یه طرفم باید ماجرای امشب رو از دلش در بیارم رفتم کلی دسر و بستنی و کیک و هر چیزی که شکلات داشت رو درست کردم چون که شنیده بودم شکلات برای پریودی خوبه با کلی تنقلات و یه کیسه ی آب گرم براش بردم در زدم دیدم جواب نمیده حتما خوابیده رفتم تو و نشستم رو مبل و پیشونیش رو نوازش کردم و آروم صداش کردم
-فرشته کوچولو بلند شو
&داداش(خابالو )
-بله عشقم بیدار شو
&چی شده
-برات یه سری چیز آوردم وایسا اول بالشتت رو درست کنم بشین آهان خوب بیا اول اینو بزار رو شکمت دردت بهتر بشه
&این چیه داداش(خجالت)
-نفسم من میدونم پریودی نمیخواد خجالت بکشی
&ای وای خاک به سرم شما از کجا میدونین
-عه آدا این دیگه چه حرفیه خاک به سرم یعنی چی بعدشم این به مسئله ی طبیعیه نمیخواد خجالت بکشی داداشی باشه؟
& باشه
-آفرین خوب بیا اینارو بخور شنیدم حالت رو بهتر میکنن
&وای مرسی داداش
-خواهش میکنم پرنسس
ادامه دارد...
چرا مهم نیست بیا برات غذا درست کنم
&نه نمیخواد (داشت میرفت که شوگا برشگردوند سمت خودش و محکم بغلش کرد)
-ببخشید داداشی چند ساعت پیش عصبی بودم سر تو خالی کردم
& آخه مگه من ازت چه خواستم (بغض)
-هششش تروخدا اینطوری نکن قربونت برم من من که عذر خواهی کردم
& یعنی ازم انتظار داری با یه عذر خواهی ساده ببخشمتون؟ میدونید من چقدر نابود شدم مگه شما اینو نمیدونید که من فوبیا صدای بلند دارم پس چرا سرم داد زدین (بدنش داره میلرزه و داره گریه میکنه)
-چرا میدونم میدونم لعنت به منی که با اینکه میدونستم این کارو باهات کردم تروخدا منو ببخش التماست میکنم منو ببخش ترو به روح مامان بابا
&باشه باشه چرا روح اونارو قسم میدی
-معذرت میخوام نمیدونستم چی بگم
&خیلی خوب باشه میبخشم اما لطفا دیگه سرم داد نزن تروخدا(بغض و اشک)
-قول میدم قول میدم عشقم( اشکاشو پاک میکنه)
&پس من دیگه میرم بالا
-خوشگلم مگه نگفتی خیلی گشنمه پس بیا بشین اینجا برات غذا درست بکنم نفسم
&خودم درست میکنم(میخواست بره سمت گاز که یونگی رو هوا بغلش میکنه و میشونتش رو صندلی)
-پرنسس کوچولو بشین همینجا تا داداشی برات غذا درست کنه اینقدرم رو حرف من حرف نزن
&چشم
-آفرین (میره و شروع میکنه به آشپزی )
&(حالش اصلا خوب نیست و بدنش داره میلرزه و بی قراره)
- آدا چیشده حالت خوبه؟
&نه بدنم خیلی درد میکنه
-چرا قربونت برم
&نمیدونم (نمیخواد بگه پریوده )
-قرص میخوای
&نه خوردم
-شاید گشنته
& نمیدونم
-خیلی خوب بیا آماده شد
&خیلی ممنونم
-خواهش میکنم فرشته ی من (سرشو میبوسه)
&(وقتی داره میخوره دستاش میلرزه)
- آدا تو اصلا حالت خوب نیست بلند سو بریم بیمارستان پاسو رو باش
&خوبم داداش
- دستات دارن میلرزن عشقم
& چیزی نیست واسه اینه که گشنمه
-مگه ناهار چی خوردی که اینطوری ضعف کردی
&ناهار نخوردم
-صبحونه چی خوردی
&اونم نخوردم
-یعنی چی آدا این چه وضعشه چرا امروز هیچی نخوردی حداقل بگو که دیشب یه شام درست حسابی خوردی
&نه دیشب شام نخوردم
-ناهار؟
&نه
-تروخدا بگو که صبحونه خوردی
&نه اونم نخوردم
-الهی قربونت برم تو چرا دو روزه چیزی نخوردی نگفتی اگه چیزیت بشه من میمیرم
&خدا نکنه داداش
- آخرین بار چی خوردی
&با دوستم تو کافه سالاد سزار
- وای آخه سالاد هوف الان ایناورم بیخیال غذاتو بخور
&چشم
ادامه دارد...
&دستتون درد نکنه داداش خیلی خوب بود
-سیر شدی گلم
&اوهم
-حالت بهتره
&اره ولی با اجازتون میرم بالا یکم دراز بکشم
- یه دقیقه وایسا تو کجات درد میکنه دقیقا
&همجام کل بدنم اما بیشتر سر و کمر و شکمم
-اخ الهی بمیرم برات داداشی چی بیارم برات خوب بشی
&چیزی نمیخوام یکم بخوابم خوب میشم
-میخوای باهات بیام
&نه شما برین به کارتون برسین معذرت میخوام مزاحمتون شدم
-(موهاشو از جلو صورتش کنار میزنه و با یه لحن مهربونی میگه: تو مزاحم نیستی یعنی هیچ وقت نبودی تو فرشته ب منی بعدشم من کارم تموم شده و یه ماه مرخصی دارم
&جدی میگین ؟
-اوهم
&وایی خیلی خوشحال شدم(با ذوق میره بغلش)
-اخ الهی من فدای اون ذوقت بشم پرنسس(محکم بغلش میکنه و عطر تنسو وارد ریه هاش میکنه)
&خوب من دیگه برم
-برو نفسم هر چی خواستی صدام بزن
& چشم
&رفتم بالا رو تختم دراز کشیدم خیلی درد داشتم اما سعی کردم بهش فکر نکنم و بخوابم )
ویو شوگا:
آدا نمیخواست بگه اما من فهمیدم که پریوده این روزا اصلا باهم راحت نیست از وقتی که از سربازی برگشتم خیلی ازم فاصله گرفته از یه طرفم باید ماجرای امشب رو از دلش در بیارم رفتم کلی دسر و بستنی و کیک و هر چیزی که شکلات داشت رو درست کردم چون که شنیده بودم شکلات برای پریودی خوبه با کلی تنقلات و یه کیسه ی آب گرم براش بردم در زدم دیدم جواب نمیده حتما خوابیده رفتم تو و نشستم رو مبل و پیشونیش رو نوازش کردم و آروم صداش کردم
-فرشته کوچولو بلند شو
&داداش(خابالو )
-بله عشقم بیدار شو
&چی شده
-برات یه سری چیز آوردم وایسا اول بالشتت رو درست کنم بشین آهان خوب بیا اول اینو بزار رو شکمت دردت بهتر بشه
&این چیه داداش(خجالت)
-نفسم من میدونم پریودی نمیخواد خجالت بکشی
&ای وای خاک به سرم شما از کجا میدونین
-عه آدا این دیگه چه حرفیه خاک به سرم یعنی چی بعدشم این به مسئله ی طبیعیه نمیخواد خجالت بکشی داداشی باشه؟
& باشه
-آفرین خوب بیا اینارو بخور شنیدم حالت رو بهتر میکنن
&وای مرسی داداش
-خواهش میکنم پرنسس
ادامه دارد...
- ۵۱.۸k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط