{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم یه روز با دخترداییهام نقشه کشیدیم که مزاحم تل

بچه که بودم یه روز با دخترداییهام نقشه کشیدیم که مزاحم تلفنی بشیم...
واسه همین مرغ همسایه رو قرض گرفتیم...
زنگ میزدیم خونه مردم، میگفتیم ببخشید مرغ ما با شما کار داره...
بعد گوشی رو میگرفتیم جلو نوک این مرغه...
اینقد دم و پر وبال این مرغه رو میکشیدیم و میزدیم تو سرش که صداش تا آسمون میرفت!
الان روح اون مرغه هرشب میاد به خوابم!
دیدگاه ها (۳۹)

داشتیم فیلم هندی میدیدیم سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی ...

زیرآب ، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی ...

دختره در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من... از درد اشکم د...

ديروز اومده بود ديدنم... بايه شاخه گل سرخ وهمون لبخندي كه ه...

★اون یه مافیا بود ولی...p⁵(end)داخل تخت خوابم داشتم راجب راب...

جادویی عشق part 43 کلافه نفسم رو فوت کردم بیرون. به دلم افتا...

پارت اولکامیل مثل همیشه روبروی اینه شکسته اش نشسته بود و و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط