{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود

‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود
شايستة شفاعت حيدر نمي شود

چشم هميشه ابريتان يك دليل داشت
هر ماتمي كه ماتم مادر نمي شود

مرهم به زخمهاي دل پر شراره ات
جز خاك چادر و پر معجر نمي شود

يك عمر خون دل بخورد هم كسي دگر
والله از تو پاره جگر تر نمي شود

يك طشت لخته هاي جگر پاره هاي دل
از اين كه حال و روز تو بهتر نمي شود

يك چيز خواستي تو از اين قوم پر فريب
گفتند نه كنار پيمبر نمي شود

گل كرد بر جنازة تو زخم سرخ تير
هرگز گلي شبيه تو پرپر نمي شود

پر شد مدينه از تب داغ غمت ولي
با كربلا و كوفه برابر نمي شود

زينب كنار نيزه كشيد آه سرد و گفت
سالار من كه يك تن بي سر نمي شود

ديگر تمام قامت زينب خميده بود
از بسكه روي نيزه سر لاله ديده بود

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمدوال محمد(صل الله علیه واله وسلم)
دیدگاه ها (۵)

‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود شايستة شفاعت حيدر نمي شود چ...

چشمی که در مصیبتتان تر نمی شودشایستة شفاعت حیدر نمی شودچشم ه...

آه از مصیبت حسن و حال مضطرشاَحشای پاره پاره و، قلب مکدرشآن د...

بهمن تو در کنار پنجره نشسته ای به ماتم درخت ها که شانه ه...

خدایا چه کند زینب کبری! چهل روز صبوری و صبوری غم و ماتم دور...

شهادت حضرت معصومه منکه اینگونه عزادارغم جانانم ز غم یار شررب...

وداع با برادر▪️زخمی که داغ رفتن تو بر جگر گذاشت/ بر چهره‌ی ح...

برخیز گلم خواهرِ تو از سفر آمداز شامِ بلا #زینبِ خونین جگر آ...

شراره بر دل ناموس کبریا زده اند برای دیدن ما، شهر را صدا زده...

اشک‌هایش به مادرش رفتهسینه‌ی پر شراره‌ای داردنه! به یک طشت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط