{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه از مصیبت حسن و حال مضطرش

آه از مصیبت حسن و حال مضطرش
اَحشای پاره پاره و، قلب مکدرش

آن دردها که در دل غمگین نهفتـه داشت
و آن زهرها که در جگر افروخت آذرش

آن طعنه‌ها که خورد ز دشمن به زندگی
و آن تیرها که زد پـس مردن بـه پیکرش

یک لحظه ساغرش نشد از خون دل تهی
بعد شهادت پدر و فوت مادرش

الله اکبر از لب آبی که نیمه شب
نوشید و سر زد از جگر الله اکبرش

ز الماس سوده، رنگ زمرد گـرفت، سیم
یاقوت کرد جزع و چـو بیجاده، گـوهـرش

آهی کشید و طشت طلب کرد و خون دل
در طشت ریخت نزد ستـمدیده خواهرش

زینب چو دید طشت پر از خون، فغان کشید
گویی بـه خاطر آمـد از آن طـشت دیگـرش

چندان کشیده آه که آتش گرفت چـرخ
چندان گریست خون که گذشت آب از سرش

"ادیب الممالک فراهانی"امیری

(اشعارشهادت امام حسن مجتبی(ع)}

http://www.ayehayeentezar.com/thread32903.html
دیدگاه ها (۱۴)

مذهبی

قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش یک دم سپر شوند برای برادرش ...

از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزمگویم نچنانم که دگربار بسوز...

‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود شايستة شفاعت حيدر نمي شود چ...

‌چشمي كه در مصيبتتان تر نمي شود شايستة شفاعت حيدر نمي شود چ...

جوانی بود و دلتنگی و پستیفراق و اشتیاق و عشق و مستیچو زد صدگ...

ای مادری ترین پسر فاطمه، حسن!ای مجتبی ترین ثمر فاطمه، حسن !آ...

ای مادری ترین پسر فاطمه ، حسن!ای مجتبی ترین ثمر فاطمه ، حسن ...

قامت کمان کند که دوتا تیر آخرشیک دم سپر شوند برای برادرشخون ...

قامت کمان کند که دو تا تیر آخرشیک دم سپر شوند برای برادرشخون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط