{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانم روزی تو مرا در آغوش خواهی گرفت...

میدانم روزی تو مرا در آغوش خواهی گرفت...
پشیمان و با چشمانی پر از اشک
خودم را که نه
عکسم را...
عکسی که کنارش نوشته است :"یک سال گذشت"
دیدگاه ها (۳)

در شلوغی این شهر، میان هزار نگاه،فقط نگاه تو مرا از خودم می‌...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

با افکارت کاری ندارم که اشتباهه اما سبک فوتبالت باعث کشف است...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

🖤 پارت بیست‌وچهارم | خانه‌ی قدیمیلانا و جونگکوک جلوی خانه‌ی ...

P³سوآه گوشی چه‌یون را در دستش گرفته بود.یورا با نگرانی گفت: ...

بعضی عشق‌ها شبیه لحظه‌ای کوتاه‌اند؛ می‌آیند، قلب را به تپش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط