{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوضاع خرابم سر تغییر ندارد

اوضاع خرابم سر تغییر ندارد
من در به درم،درد که تقصیر ندارد

باید به قفس خو بکنم، حوصله ام را-
این جنگل سرمازده ی پیر ندارد

با پای خودم آمده بودم گله ای نیست!
ربطی به تو و بازی تقدیر ندارد

باران،نه! تگرگ است که بر سقف شکسته..
بردار و برو چتر تو تأثیر ندارد

از این تب مزمن همه ی شهر مریض است
آرامش دنیای تو واگیر ندارد

تا می شود از من –منِ آزرده- حذر کن
دیوانه ی این معرکه زنجیر ندارد

سرگرم دلت بودم و با پنبه بریدیش
زخمی که نشان از ردشمشیر ندارد

دلگیرتر از آهوی آلوده به مرگم
این بیشه ی نفرین شده یک شیر ندارد





اݪـــــــــــــــــــی

‌ 
دیدگاه ها (۹)

:اوضاع خرابم سر تغییر نداردمن در به درم،درد که تقصیر نداردبا...

اوضاع خرابم سر تغییر نداردمن در به درم،درد که تقصیر نداردبای...

بـی تـو مـهتاب شـبی بـاز از آن کـوچه گـذشتم هـمه تـن چـشم ش...

بی تو مهتاب، شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره به...

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره بدنب...

.بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره...

بی تو مهتاب شبی از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم خیره به دنب...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط