### سناریو BTS 💜
### سناریو BTS 💜
وقتی بهشون میگی: «ددی، میشه بغلم کنی؟» (در حالی که همیشه ددی صداشون میکنی و دیگه براشون عادی شده 😂)
🐨 نامجون (RM) با شنیدن صدات لبخند میزنه و دستهاشو باز میکنه. «باز بغلم میخوای، کوچولوی من؟ بیا اینجا.» محکم بغلت میکنه و چونهشو روی سرت میذاره. «هرچقدر بخوای میتونی تو بغلم بمونی.»
🐹 جین (Jin) اول با شیطنت میگه: «ددی؟\! اوه، چه عنوان مهمی دارم\!» بعد خودش میکشونت توی بغلش. «بیا ببینم، بچهی لوس من. امروز سهم بغلهات نامحدوده\!»
🐱 یونگی (SUGA) بدون اینکه چیزی بگه، دستهاشو باز میکنه. وقتی نزدیکش میشی، آروم بغلت میکنه. «مگه میشه بهت نه گفت؟» بعد زیر لب اضافه میکنه: «ولی فقط پنج دقیقه...» البته یک ساعت بعد هنوز ولت نکرده. 🤍
🐿️ هوسوک (J-Hope) با ذوق برمیگرده سمتت: «چی؟ بغــــل؟\! معلومه که آره\!» با خنده بغلت میکنه و چند بار آروم تکونت میده. «تو اصلاً لازم نیست برای بغلم اجازه بگیری\!»
🐥 جیمین (Jimin) با شنیدن کلمهی ددی گونههاش گل میاندازه. «باز منو ددی صدا کردی؟» میخنده و دستهاشو دور شونههات حلقه میکنه. «بیا عزیزدلم، امروز خیلی بغلت میکنم.»
🐻 تهیونگ (V) ابروهاشو بالا میبره و با لبخند میگه: «ددی؟ پس بیا پیش ددی\!» تو رو محکم و گرم بغل میکنه. «امروز انگار یه بچهگربهی بغلی داریم\!»
🐰 جونگکوک (Jungkook) همین که میگی «ددی، میشه بغلم کنی؟» سریع دستهاشو باز میکنه. «میشه؟\! تو چرا هنوز نپریدی بغلم؟» وقتی بغلت میکنه، سرشو کنار سرت میذاره. «هر وقت خواستی بیا پیشم، باشه؟»
😭💜 نتیجه: هیچکدوم حاضر نیستن بهت نه بگن، ولی یونگی وانمود میکنه که از بغلی بودن خسته شده\!
وقتی بهشون میگی: «ددی، میشه بغلم کنی؟» (در حالی که همیشه ددی صداشون میکنی و دیگه براشون عادی شده 😂)
🐨 نامجون (RM) با شنیدن صدات لبخند میزنه و دستهاشو باز میکنه. «باز بغلم میخوای، کوچولوی من؟ بیا اینجا.» محکم بغلت میکنه و چونهشو روی سرت میذاره. «هرچقدر بخوای میتونی تو بغلم بمونی.»
🐹 جین (Jin) اول با شیطنت میگه: «ددی؟\! اوه، چه عنوان مهمی دارم\!» بعد خودش میکشونت توی بغلش. «بیا ببینم، بچهی لوس من. امروز سهم بغلهات نامحدوده\!»
🐱 یونگی (SUGA) بدون اینکه چیزی بگه، دستهاشو باز میکنه. وقتی نزدیکش میشی، آروم بغلت میکنه. «مگه میشه بهت نه گفت؟» بعد زیر لب اضافه میکنه: «ولی فقط پنج دقیقه...» البته یک ساعت بعد هنوز ولت نکرده. 🤍
🐿️ هوسوک (J-Hope) با ذوق برمیگرده سمتت: «چی؟ بغــــل؟\! معلومه که آره\!» با خنده بغلت میکنه و چند بار آروم تکونت میده. «تو اصلاً لازم نیست برای بغلم اجازه بگیری\!»
🐥 جیمین (Jimin) با شنیدن کلمهی ددی گونههاش گل میاندازه. «باز منو ددی صدا کردی؟» میخنده و دستهاشو دور شونههات حلقه میکنه. «بیا عزیزدلم، امروز خیلی بغلت میکنم.»
🐻 تهیونگ (V) ابروهاشو بالا میبره و با لبخند میگه: «ددی؟ پس بیا پیش ددی\!» تو رو محکم و گرم بغل میکنه. «امروز انگار یه بچهگربهی بغلی داریم\!»
🐰 جونگکوک (Jungkook) همین که میگی «ددی، میشه بغلم کنی؟» سریع دستهاشو باز میکنه. «میشه؟\! تو چرا هنوز نپریدی بغلم؟» وقتی بغلت میکنه، سرشو کنار سرت میذاره. «هر وقت خواستی بیا پیشم، باشه؟»
😭💜 نتیجه: هیچکدوم حاضر نیستن بهت نه بگن، ولی یونگی وانمود میکنه که از بغلی بودن خسته شده\!
- ۱۶۸
- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط