{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...
دلم میخواهد چادر گلگلی ام را سر کنم
و نذری مادرم را برایتان بیاورم
دلم میخواهد کاسه ی شعله زرد را
با گل های محمدی پر کنی
و برایم بیاوری،
دلم میخواهد مادرت زنگ خانه مان را
به صدا در بیاورد و در گوش مادرم
مرا برایت بخواهد،
و تو با کت شلوار مشکی دامادی ات
و من چادر سفید مادربزرگم
لبخند از چشمانمان جاری شود...
من
تو
چای دارچینی
و یک عمر خوشبختی....
‌
صبور_پورزارع
‌
‌
‌
┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅
دیدگاه ها (۴)

دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگلی ...

دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...❤ ️دلم میخواهد چادر گلگ...

‌‌دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگل...

‌‌.دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگ...

دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگلی ...

.دلم حوالی سالهای ۴۸،۴۷ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگلیم...

ᴘᴀʀᴛ25

بخونیدعالیهآخر سال تحصیلی بود بیشتر بچه ها غایب بودندیا اکثر...

صرفا جهت تفکر و تامل: خاطره ای شنیدنی از استاد شفیعی کدکنی :...

داستان دنباله دار و عاشقانه مثل هیچکس قسمت اخر عاشقانهفصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط