{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌷 یکی از مجاهدین عراقی می‌گفت: در یک زمستان سرد، با دقایق

🌷 یکی از مجاهدین عراقی می‌گفت: در یک زمستان سرد، با دقایقی، در چادری بودم. متوجه شد یکی از مجاهدان در خواب از سرما می‌لرزد. با این‌که هوا سرد بود و خود او به پتو نیاز داشت، رفت و پتوی خود را آورد و انداخت روی آن مجاهد. بعد گفت: مجاهدین عراقی، ودیعه‌های امام در دست من هستند، و من باید از آن‌ها نگه‌داری کنم.
الآن به خانه‌ی هر مجاهد عراقی که بروی، سه عکس می‌بینی؛ عکس حضرت امام، شهید محمدباقر صدر و شهید اسماعیل دقایقی.

شهید#اسماعیل_دقایقی 🕊🌹
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیمبخشی از بیانات امام شهید، خامنه‌ای حکی...

از محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل شده است که...

امروز کُندروی خطرناک تر از تُندروی است! • در فضای سیاسی ما «...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :آیت الله جوادی آملی :و...

پارت بیست‌ونهم | فرودپارک لارانور کم‌رنگ صبح از پنجره‌ی هواپ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت شــانــزدهــم 𓆪 🖤🥀اسما حتی پلک هم نمی‌زد.مرد ...

فیک : بین راندها

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط