{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره ای از شهید اسماعیل دقایقی

خاطره ای از شهید اسماعیل دقایقی

یکی از مجاهدین عراقی می‌گفت: در یک زمستان سرد، با شهید دقایقی در چادری بودم. او متوجه شد یکی از مجاهدان در خواب از سرما می‌لرزد. با اینکه هوا سرد بود و خود او نیز به پتو نیاز داشت، پتوی خود را روی آن مجاهد انداخت. سپس گفت: مجاهدین عراقی ودیعه‌های امام در دست من هستند و من باید از آنها نگهداری کنم.
 الان خانه‌ هر مجاهد عراقی که بروی، سه عکس می‌بینی: امام خمینی، شهید صدر و شهید اسماعیل دقایقی. 

منبع : روایتی از دوست شهید.برشی از زندگی سردار شهید اسماعیل دقایقی فرمانده لشکربدر

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

ختم صلوات جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه...

۲۹ دی ماه سالروز شهادت شهید مدافع حرم محمود رضا بیضایی گرامی...

چقدر با شعف و تاب و تب شهید شدندبرای دختر شاه عرب شهید شدندب...

سلام برآنانی که با پیروی واطاعت از نائب بر حق امام زمان(عج) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط