{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهافکر من اینست و همه شب سخنم

روزهافکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنـم
از کجا آمده ام آمدنم بـهر چه بــود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مرا دوا از این ساختنم
خنک آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به امید سر کویش پر و بالــی بزنم
کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدامین که سخن می کند اندر دهنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنـکه آورد مـرا باز بـرد تــا وطنــم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک...

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم کـه چـرا غافـل از احـوال دل...

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا؟ ،،،غافل از احوال دل...

روزها فکر من این است و همه شب سخنم...که چرا غافل از احوال دل...

روزها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خو...

روز ها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خو...

چقدر دلم تمام شدن می خواهد از آن تمام شدن هایی که بشود نقطه ...

روزها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط