{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰

پارت ۱۰

بچه ها ببخشید اگه اشتباه تایپی داشت من تازه ناخن گذاشتم شاید اشتباه بده بیرون ....

دستش مشت شده بود به زور دستش رو باز کردم که دیدم ...

که دیدم ی برگه تو دستشه برگه رو باز کردم که دیدم توش نوشته :

نباید عاشق تهیونگ بشییی
یادته مامانت چی گفت
نباید با پسرا بگردی
اونا به کسایی مثل تو آسیب می‌زنن
ولی انگار من عاشق تهیونگ شدم

تهیونک تا دید حسنا داره بیدار میشه کاغذ رو پرت کرد و شروع کرد با حسنا حرف زدن

∆ حسنا خوبی ؟

× آره خوبم ممنون تو خوبی ؟

× صبر کن ببینم این خونه ؟؟؟؟

∆ نه چیره تو دعوا اینطوری شد

تو دعوا ؟؟ آهااا .. تو داشتی میزدی شون چطور لبت پاره شد ،؟؟

∆ اومدم برت دارم زدن تو دهنم

× ببخشیییییید

∆ تقصیر تو نیست

داشتیم حرف می‌زدیم که ........


..... ادامه دارد .....
دیدگاه ها (۳)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎دستم ...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۵🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست ک...

پارت ۲۰

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط