از نیمه شب گذشته و خوابش نبرده بود/ طفل سه ساله ای که دگر
از نیمه شب گذشته و خوابش نبرده بود/ طفل سه ساله ای که دگر سالخورده بود
در گوشه خرابه بجای ستاره ها/ تا صبح زخم های تنش را شمرده بود
از ضعف نای پا شدن از جای خود نداشت/ آخر سه روز بود که چیزی نخورده بود
با دست های کوچکش آرام و بی صدا/ از فرط درد بازوی خود را گرفته بود
این نیمه جان هم مانده از لطف زینب است/ ورنه هزار مرتبه در راه مرده بود
در گوشه خرابه بجای ستاره ها/ تا صبح زخم های تنش را شمرده بود
از ضعف نای پا شدن از جای خود نداشت/ آخر سه روز بود که چیزی نخورده بود
با دست های کوچکش آرام و بی صدا/ از فرط درد بازوی خود را گرفته بود
این نیمه جان هم مانده از لطف زینب است/ ورنه هزار مرتبه در راه مرده بود
- ۳۷۵
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط