🌴از نيمه‌شب گذشته و خوابش نبرده بود

🌴از نيمه‌شب گذشته و خوابش نبرده بود
🌴طفل سه ساله‌ای كه دگر سالخورده بود
🌴در گوشه خرابه، به‌جای ستاره‌ها
🌴تا صبح، زخم‌های تنش را شمرده بود
دیدگاه ها (۰)

.ما عمقِ این زخم را نمی‌دانیم؛نمی‌دانیم شب‌هایِ خانه‌ای که ک...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

گفته بودی: اوّلش سخت است عادت مے ڪنی!گفته بودم: جای قلبم هم ...

پارت اول._*بی گناهان*_

تا حالا نماز شب خوندین؟ میدونستین خوندنش اونقدرا که بعضیا فک...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :تاریخ شاه و انقلاب :الح...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط