{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترم امروز برای تو مینویسم

دخترم امروز برای تو مینویسم



سالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ شدی



قد کشیدی و خانوم شدی



دلم میخواهد



تو را از همه ی پسرهای محله و مدرسه و دانشگاه دور کنم



دلم میخواهد نگذارم از خانه بیرون بروی



دلم میخواهد رنگ آفتاب را فقط در حیاط خانه ببینی



دخترم میدانم از من متنفر میشوی



میدانم مرا بدترین پدر دنیا میدانی



میدانم ... خوب میدانم



اما دخترکم اگر بدانی چه بر سر جوانی پدرت آمد



چگونه دلش شکست و آرزوهایش تباه شد



از پدر گله نمیکنی



دخترم وقتی سنت هنوز درگیر احساس است و منطق نمیشناسد

عاشق میشوی



دخترم عاشقی درد دارد



بمیرد پدر و درد آنروزهایت را نبیند
دیدگاه ها (۵)

آتیشی که از بارون شروع شدpart 45ویوی ا. تفضای اتاق سنگین شده...

دخترم امروز برای تو مینویسم سالها بعد اگر بدنیا آمد...

دخترم امروز برای تو مینویسم سالها بعد ...

دخترم امروز برای تو مینویسمسالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ ش...

دخترم امروز برای تو مینویسم سالها بعد اگر بدنیا آمدی و...

دخترم امروز برای تو مینویسمسالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ ش...

دخترم امروز برای تو مینویسمسالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ ش...

دخترم امروز برای تو مینویسم سالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ...

دختــرم برآی تــو مینویســـم سالهــا بعــد اگـــه بهـ دنیـــ...

دختـرم امروز بـرای تـو مینویسم!سالها بعد اگـر بدنیا آمــدی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط