عشقم؟

عشقم؟
داری این متنو میخونے؟
ازت دلگیرم...
من داشتم زندگیمو میکردم،تنهایے هم برام شیرین بود...
تو اومدی تو زندگیم...
تو عاشقم کردی...
تو باعث شدی حالا که با توام تنهاتر از قبل بشم...
تو خواستے...
من مقاومت کردم...
قهر کردم...
بهونه گرفتم...
رفتم...
دوری کردم ازت...
هم خودم اذیت شدم،هم تورو اذیت کردم...
چون مے ترسیدم از عشق...
ولے فایده نداشت...
دلم لرزید...
و دلمو باختم بهت...
حالا میخوای چیکار کنے با این آدمی که ساختے؟
حس عجیبے دارم...
نمیتونم تو قلبت نفوذ کنم...
نمیتونم وقتے ناراحتے یا دلت گرفته آرومت کنم...
وجود من بهت آرامش نمیده...
غریبه ام باهات؟
هر روز غمگین تر از قبل میشم...
ولے کجایے که آرومم کنے؟
برات مهم هستم؟
هه...
اصلا این متنو داری میخونے؟
نمیتونم این حرفارو بهت بگم...
چون میگے؛دوباره شروع کردم...
نوشتم اینجا...
شاید دیدی...
شاید درکم کردی...
شاید برگشتے..
دیدگاه ها (۸)

این هم برای اون نفر هایی که اول فالو می کنن بعدشم آن فالو ...

پیام دادی که همه چی بینمون مثل قبل شه...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

اینم یه عکس تصویر زمینه حالا فرقی نداره کجا میخوای ازش استفا...

☆چندپارتی☆☆پارت: ۰۵☆☆وقتی دخترتون.....☆سوار ماشین شدید و راه...

دخترخانوم سلام😁اول از همه امیدوارم همیشه حالت خوب باشه دقیقا...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

امیدوارم جوابم رو بدی فری اسمت رو کامل نمیگم که بفهمن کی هست...

سناریو جونگکوک

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط