❇️ #کمبوجیه و کشتن #همسر باردار خود !!!
❇️ #کمبوجیه و کشتن #همسر باردار خود !!!
▪️در منابع تاریخی آمده که کمبوجیه پسر #کوروش دو خواهر خود یعنی #رکسانا و #آتوسا را به همسری خود درآورده بود.
و همچنین در تاریخ ذکر شده که #برادر خود #بردیا را نیز کشته بود.
👈حال #هرودوت #مورخ معروف #جهان_باستان دو روایت مختلف از نحوه کشتن شدن #رکسانا(همسر و #خواهر #کمبوجیه ) بدست کمبوجیه ذکر می کند :
The Greeks say that Cambyses had set a puppy to fight a lion's cub, with this woman too looking on; and the puppy being worsted, another puppy, its brother, ...
🔻روایت اول :
یونانیها داستانی نقل میکنند که #کمبوجیه سگی را به جان یک تولهشیر انداخت تا با هم بجنگند. زنش(رکسانا) هم کنار او نشسته بود و تماشا میکرد. وقتی سگ داشت شکست میخورد، سگ دیگری که برادرش بود، خودش را از بند رها کرد و به کمکش آمد. دو #سگ با هم توله #شیر را شکست دادند. کمبوجیه از دیدن این صحنه خوشش آمد، اما آن زن شروع به گریه کرد. کمبوجیه پرسید: «چرا گریه میکنی؟» زن جواب داد: «وقتی دیدم برادری به کمک برادرش آمد، یاد #بردیا افتادم که کسی نبود از او دفاع کند یا انتقامش را بگیرد.» کمبوجیه از شنیدن این حرف عصبانی شد و دستور داد او را بکشند.
🔻روایت دوم
روایت #مصریها اینطور گفته شده: یک روز #کمبوجیه و زنش( #رکسانا) کنار هم سر سفره نشسته بودند. زن یک #کاهو برداشت، برگهایش را جدا کرد و از کمبوجیه پرسید: «این کاهو رو اینطوری بدون برگ دوست داری یا با برگها؟» کمبوجیه جواب داد: «با برگها.» زنش گفت: «پس چرا خاندان کوروش رو مثل این کاهو بیبرگ و برهنه کردی؟»
کمبوجیه از شنیدن این حرف عصبانی شد، به او حمله کرد و چون زن باردار بود، از شدت آسیبهایی که دید، جانش را از دست داد.
کلیک منبع : کتاب #هرودوت ، کتاب سوم بخش ۳۲
#گروه_پژوهشی_آرتا | برای عضویت کلیک کنید
▪️در منابع تاریخی آمده که کمبوجیه پسر #کوروش دو خواهر خود یعنی #رکسانا و #آتوسا را به همسری خود درآورده بود.
و همچنین در تاریخ ذکر شده که #برادر خود #بردیا را نیز کشته بود.
👈حال #هرودوت #مورخ معروف #جهان_باستان دو روایت مختلف از نحوه کشتن شدن #رکسانا(همسر و #خواهر #کمبوجیه ) بدست کمبوجیه ذکر می کند :
The Greeks say that Cambyses had set a puppy to fight a lion's cub, with this woman too looking on; and the puppy being worsted, another puppy, its brother, ...
🔻روایت اول :
یونانیها داستانی نقل میکنند که #کمبوجیه سگی را به جان یک تولهشیر انداخت تا با هم بجنگند. زنش(رکسانا) هم کنار او نشسته بود و تماشا میکرد. وقتی سگ داشت شکست میخورد، سگ دیگری که برادرش بود، خودش را از بند رها کرد و به کمکش آمد. دو #سگ با هم توله #شیر را شکست دادند. کمبوجیه از دیدن این صحنه خوشش آمد، اما آن زن شروع به گریه کرد. کمبوجیه پرسید: «چرا گریه میکنی؟» زن جواب داد: «وقتی دیدم برادری به کمک برادرش آمد، یاد #بردیا افتادم که کسی نبود از او دفاع کند یا انتقامش را بگیرد.» کمبوجیه از شنیدن این حرف عصبانی شد و دستور داد او را بکشند.
🔻روایت دوم
روایت #مصریها اینطور گفته شده: یک روز #کمبوجیه و زنش( #رکسانا) کنار هم سر سفره نشسته بودند. زن یک #کاهو برداشت، برگهایش را جدا کرد و از کمبوجیه پرسید: «این کاهو رو اینطوری بدون برگ دوست داری یا با برگها؟» کمبوجیه جواب داد: «با برگها.» زنش گفت: «پس چرا خاندان کوروش رو مثل این کاهو بیبرگ و برهنه کردی؟»
کمبوجیه از شنیدن این حرف عصبانی شد، به او حمله کرد و چون زن باردار بود، از شدت آسیبهایی که دید، جانش را از دست داد.
کلیک منبع : کتاب #هرودوت ، کتاب سوم بخش ۳۲
#گروه_پژوهشی_آرتا | برای عضویت کلیک کنید
- ۱.۳k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط