{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.
مست مستم بود اما باز,جامم را شکست.

لحظه ای بر تار مویش شاعری کردم ولی
برف و بوران از غضب بارید و زلفش را شکست.
گفت یوسف میشوم,اینبار عاشق میشوم.
تاکه ان درها برویم باز شد در را شکست.
رفت و رفتم,ماند و ماندم عاقبت پایم شکست.
تازگیها قاب ان عکس قدیمی هم شکست.

با نگاهی امدی افسونگر قلبم شدی.
ان دو پلک بسته ات اینبار قلبم را شکست.
دیدگاه ها (۳)

آسمان غصه نخور! اشک نریز! شانه ام مرهم توستآسمان گریه نکن! د...

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

بعضی وقتا هست که دوست داری یکی کنارت باشه محکم بغلت کنه بذار...

گاهی عکسی را میسوزانیم....گاهی عکس ما را میسوزاند...گاهی با ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

. گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جا...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط