{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.
مست مستم بود اما باز,جامم را شکست.

لحظه ای بر تار مویش شاعری کردم ولی
برف و بوران از غضب بارید و زلفش را شکست.

گفت یوسف میشوم,اینبار عاشق میشوم.
تاکه ان درها برویم باز شد در را شکست.

رفت و رفتم,ماند و ماندم عاقبت پایم شکست.
تازگیها قاب آن عکس قدیمی هم شکست.

با نگاهی آمدی افسونگر قلبم شدی.
آن دو پلک بسته ات اینبار قلبم را شکست
❣
دیدگاه ها (۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

. گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جا...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط