گاهی فقط دلت یک «جانم »می خواهد
گاهی فقط دلت یک «جانم »می خواهد
یک جانم ساده ... حتی بی بهانه . فقط یک جانم .
صدایت که کرد ... اسمت را که با عشق به زبان آورد ... بله نگو !
در بله هیچ حس و حالی نیست ...
اصلا جانم مثل آغوش است ...
از یاد نمی رود ...
« هیچ جانمی از یاد هیچ زنی نمی رود ... »
زن که باشی با یک جانم ساده قرار می گیری
آرام می شوی
قرارش می شوی
آرامش می کنی ...
همین یک جانم ساده قوت قلبش می شود ...
حواست باشد ؛ جانم را که گفتی ، یواشکی نگاهش کنی تا برق نگاهش را ببینی ...
قرارش را ببینی
ببینی چه می کند یک " جانم " ساده ...
عشق تو هوس نیست که باشد یا نباشد
نفس است ... تا باشی ... تا باشم ....
یک جانم ساده ... حتی بی بهانه . فقط یک جانم .
صدایت که کرد ... اسمت را که با عشق به زبان آورد ... بله نگو !
در بله هیچ حس و حالی نیست ...
اصلا جانم مثل آغوش است ...
از یاد نمی رود ...
« هیچ جانمی از یاد هیچ زنی نمی رود ... »
زن که باشی با یک جانم ساده قرار می گیری
آرام می شوی
قرارش می شوی
آرامش می کنی ...
همین یک جانم ساده قوت قلبش می شود ...
حواست باشد ؛ جانم را که گفتی ، یواشکی نگاهش کنی تا برق نگاهش را ببینی ...
قرارش را ببینی
ببینی چه می کند یک " جانم " ساده ...
عشق تو هوس نیست که باشد یا نباشد
نفس است ... تا باشی ... تا باشم ....
- ۱.۵k
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط