{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 18

پارت 18
این با خودش چی فکر کرده هر چی دلش میخواد جلوی جمع بهم میگه اصن کسی جرعت نداره با من اینجوری بحرفه ! معلوم بود شکه شده سامانو دنیم هنگ بودن
دانیال : این چ کاری بود ؟؟
هه.. اینم از برادر ما اولش ک غیرتو وقتی منو داد دست این بوسید گذاشت کنار الانم ب جای اینکه از خواهرش دفاع کنه از دوستی ک سالی یبار میبینه دفاع میکنه
دانیال : با توام این چ غلطی بود کردی ؟
نفس : دانیال تو یکی دهنتو ببند ک اصلا مردونگی روتو نمیبینم .. ب جای اینکه از من خواهرت .. ناموست دفاع کتی ک بهش انگ ...... زدن از این یارو دفاع میکنی ؟ سام از شوک در اومد با ی حرکت خیلی سریع یورش برداشت سمتم و تا میخوردم کتکم زد
سام : آشغال عوضی..... واسه من آدم شدی ! منو میزنی ؟ آدمت میکنم ! بزور سامان و دانیال چند مرد دیگه تونستن ازم جداش کنن ... خر زور... از دماغو دهنم همینجوری خون جاری بود حالم دیگه داره از همه مردا ب هم میخوره از دور تیامو دیدم ک داره با وحشت ب سمتم میاد
تیام : نفس... نفس... خوبی ؟
صداش گنگ شد جوری ک دیگه هیچی نمیشنیدم و از حال رفتم ب سختی تونستم چشامو باز کنم ی نوره خیلی بد. مستقیم ب چشمم میخورد تونستم چشممو کامل باز کنم چشممو ک باز کرد با قیافه ی ناراحت دنی و پر استرس سام روب رو شدم
دانیال ; اه دختر تو ک مارو نصف جوون کردی تو ک نازک نارنجی نبودی چیشد شیطون میخواسی جلب توجه کنی ؟ ارهه ؟
میدونستم میخواد جو رو عوض کنه
سام : خوبی نفس
نفس : خوبم
سام ی نفس از روی اسودگی کشید و از اتاق رفت بیرون
نفس : این چش بود ؟ من حالم بده اون داره ناز میکنه
دانیال ; حق بده بهش خیلی نگرانت بود
نفس : هه نگران ؟؟؟ خودش زده ناکارم کرده بعد نگرانمم میشع عجیبه والا
دانیال : منم واقعا متاسفم راستش.... راستش سامان همه چیزو تعریف کرد ... منو میبخشی خواهری ؟ بخدا سامم خیلی پشیمونه ...
نفس : پشیمونیتون بخوره تو سرتون راستی من چجوری فردا برم واسه ثبت نام ؟
دانیال : نمیشه من برم ؟
نفس : نمیدونم ...
نفس : برو دیگه دیر میشه
دانیال : باشه بابا اینقد غر نزن رفتم بزور این دانیال خابالو رو بیدار کردم دره اتاقم زده شد
نفس : بله ؟
سام : سامم میشع بیام تو
نفس : اره بیا
به به این کتکا بهش ساخته جایه من مودب شده خیلی اروم و سر ب زیر اومد تو و شروع کرد ب حرف زدن
سام : نفس
نگاش نکردمو رومو کردم اونور پسره بیشعور هرکاری دلش میخواد میکنه بعد میاد منت کشی
سام : ببین نفس من نیومدم معذرت خواهی کنم چون دلیلی واسه این کار نمیبینم توام اگه جای من بودی اینکارو میکردی
برگشتم سمتش با چشمای گرد نگاش کردم چقد این بشر پروئه خدایا شفاا روکه نی سنگ پا قزوینه اصلا سنگ پا باید جلوش لنگ بندازه
سام : پاشو بریم خونه
صدامو انداختم رو سرم
نفس : بیام خونهه؟ تو با خودت چی فک کردی هان؟
دیدگاه ها (۱۹)

پارت 19نفس : بیام خونههههه تو؟ تو با خودت چی فک کردی هان ؟ ...

پارت 20من میگم دیوونس شما بگین نه ..با دانیال و سام رفتیم خو...

پارت 17اهه این ک سام خودمونه چ عجب زود اومده .. درو باز کردم...

پارت 16یعنی میپرستیدمش اما...اون ب من خیانت کرد با اینکه مید...

گاینا از مردم تهران هستنواسه قربانیان ۱۱ سپتامبراومده بودن ه...

احتمالا شب امضای برجامم ریخته بودن بیرون ب قر و فر دادناحتما...

مانهوای : من تو این زندگی رئیس خانواده میشم 📇 خلاصه ی داست...

دوستان شما داخل این پارت نقش ایزوکو رو دارین (باکودکو فنا) ...

سریال ؛سایه عشق کپشن 👇👇وایی خدا بهترین سریالی ک دیدم بهترین ...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

p1ویو ا.ت:چندروز پیش لونا توی کمپانی تهیونگ استخدام شد و از ...

اینارو میگم ک بدونید تو ذهن این کودن ها چی میگذره.اینا واقعا...

از دژاوو ها و دیوونگی ها و کابوس های عزیزم ممنونم.. مهم نیست...

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط