◝ تیمــــآرم کــن . . ◟
◝ تیمــــآرم کــن . . ◟
- #ParT_21 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
سری به چپ و راست تکون دادم
- چطوری درکش کنم بابا؟!
برادری که نیمهی دیگهی منه ،
فکر میکنه مقصر وضعیت و فلج شدنش منم!
بابا چشماشو روهم فشرد..
اونم میدونست من هیچ تقصیری ندارم
اما اینکه هیچ حرفی نمیزد..
حقیقت رو نمیگفت دلمو میسوزوند!
طاقتم طاق شده بود!
ادامه دادم:
- تو صورتم نگاه نمیکنه
باهام حرف نمیزنه..
آخه این حقه؟!
بابا نفسشو به سختی بیرون داد
- وضعیتش بهتر بشه بهش توضیح میدیم..
دستی به زانوهام زدم و پاشدم
- وقتی دیگه از زندگیش خط بخورم؟!
سکوت کرد..
- گرچه الانم خط خوردم..
دیگه دیر بود واسه درست کردن همه چیز..
- #ParT_21 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄
سری به چپ و راست تکون دادم
- چطوری درکش کنم بابا؟!
برادری که نیمهی دیگهی منه ،
فکر میکنه مقصر وضعیت و فلج شدنش منم!
بابا چشماشو روهم فشرد..
اونم میدونست من هیچ تقصیری ندارم
اما اینکه هیچ حرفی نمیزد..
حقیقت رو نمیگفت دلمو میسوزوند!
طاقتم طاق شده بود!
ادامه دادم:
- تو صورتم نگاه نمیکنه
باهام حرف نمیزنه..
آخه این حقه؟!
بابا نفسشو به سختی بیرون داد
- وضعیتش بهتر بشه بهش توضیح میدیم..
دستی به زانوهام زدم و پاشدم
- وقتی دیگه از زندگیش خط بخورم؟!
سکوت کرد..
- گرچه الانم خط خوردم..
دیگه دیر بود واسه درست کردن همه چیز..
- ۴۱۰
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط