#منم_و_تو

#منم_و_تو
عصرانه
دلم یک گوشه ی دنج
در یک کافه میخواهد
فقط من و تو
در ازدحام جمعیت این شهر
فقط تو را ببینم
تو قهوه تعارف کنی
من غرق در قهوه ای چشمانت
طعم خوش بودنت را
بنوشم ...
دیدگاه ها (۴)

دلم می‌خواهد در گوشه‌ی دنج يك كافه ، باتوِ ساده گم شوم.زمين ...

‍ تو از کدام سمت خورشید طلوع می کنی، که صبح برای دیدنت می ای...

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

عاشقانه های شبنم

*وای از موی بلندِ تو، وَ آن روسریتوای از چشمِ صمیمانۀ خاکستر...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که ...

تولدت مبارک، پارک جیمین؛ فرشته‌ای که با قلبی از جنس مهربانی،...

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط