{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورم

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورم
کنده ای پیرم که در سرما به دردت میخورم

صورتم سرخ است با سیلی و دلخونم،ببین!
من انارم... درشب یلدا به دردت میخورم

با عصای پیری ات بد تا نکن نشکن مرا
صبرکن امروز یا فردا به دردت میخورم

موج وقت گریه فکر شانه هایی سنگی است
مثل صخره در دل دریا به دردت میخورم

یک تفنگ سر پر از شعرم درون گنجه ات
شک نکن که آخرش یکجا به دردت میخورم
دیدگاه ها (۳)

ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ....ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ....ﭘﻨﺎﻩ ﻧﺒﺮ .......

به امید دیدنت خدا خداخواهم کردخواب و بیدار تو را بازصدا خواه...

ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﻴﺴﺖﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﻣﻨﻴﺖﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺩﻱ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﻴﺶ...

دل به او دادم بگفتا دست و دلبازی مکنگفتم ای جان...

...رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرم...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

حمیدرضا کامرانیرد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پی...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

رد نکن گرمای دستم را به دردت میخورمکنده ای پیرم که در سرما ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط