چرا پنهان کنم، عشق است و پیداست
چرا پنهان کنم، عشق است و پیداست
دراین آشفته اندوه نگاهم
تو را میخواهم ای چشم فسون بار
که میسوزی نهان از دیرگاهم
چه میخواهی از این خاموشی سرد
زبان بگشا که می لرزد امیدم
نگاه بیقرارم بر لب توست
که می بخشی به شادیها، نویدم
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز
چراغی در شب تارم برافروز
به جان آمد، دل از ناز نگاهت
فرو ریز این سکوت آشنا سوز..
دراین آشفته اندوه نگاهم
تو را میخواهم ای چشم فسون بار
که میسوزی نهان از دیرگاهم
چه میخواهی از این خاموشی سرد
زبان بگشا که می لرزد امیدم
نگاه بیقرارم بر لب توست
که می بخشی به شادیها، نویدم
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز
چراغی در شب تارم برافروز
به جان آمد، دل از ناز نگاهت
فرو ریز این سکوت آشنا سوز..
- ۱.۳k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط