{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنی

یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنی
نه چو رنجی رسدت یار فراموش کنی
هاون از یار جفا بیند و تسلیم شود
تو چه یاری که چو دیگ از غم دل جوش کنی
علم از دوش بنه ور عسلی فرماید
شرط آزادگی آنست که بر دوش کنی
راه دانا دگر و مذهب عاشق دگرست
ای خردمند که عیب من مدهوش کنی
شاهد آنوقت بیاید که تو حاضر گردی
مطرب آنگاه بگوید که تو خاموش کنی
سر تشنیع نداری طلب یار مکن
مگست نیش زند چون طلب نوش کنی
پای در سلسله باید که همان لذت عشق
در ت باشد که گرش دست در آغوش کنی
مرد باید که نظر بر ملخ و مور کند
آن تأمل که تو در زلف و بناگوش کنی
تا چه شکلی تو در آیینه همان خواهی دید
شاهد آیینه‌ی تست ار نظر هوش کنی
سخن معرفت از حلقه‌ی درویشان پرس
سعدیا شاید ازین حلقه که در گوش کنی

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنییاری آنست که زهر از قبلش نوش...

یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنی..نه چو رنجی رسدت یار فراموش...

یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنینه چو رنجی رسدت یار فراموش ک...

یاری آن است که زهر از قبلش نوش کنینه چون رنجی رسدت یار فرامو...

مهم ترین اصل یار بودن رو#سعدی تو این بیت میگه :یاری آن است ک...

💕 مهم‌ترین اصل یار بودن رو سعدی تو این بیت میگه:❤یاری آن...

ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیستمرد دانا، به جهان داشتن ارزا...

وقتی که تشنگی به نظر تاب می خوردماهی ز تنگ تنگ خودش آب می خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط