{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شهر لعنتی هر چقدرم که هواش آلوده باشه،‌ از شام بلا و

این شهر لعنتی هر چقدرم که هواش آلوده باشه،‌ از شام بلا و کوفه که بدتر نیست..
پس چه مونه؟
نکنه داری دروغ میگی آقا بیا آقا بیا
نکنه هیچ جای زندگی ت لنگ آقات نیست..
نکنه داره این زندگی کوفتی بهت خوش می گذره؟
پس چرا چادرت هنوز خاکی نشده؟
نکنه داری نازی میری،‌شیک میای؟
نکنه خسته هم نیستی؟
پس چرا پا نمیشی؟
مگه زینب نبود با خطبه هاش شهرُ بهم ریخت؟
مگه رقیه نبود با گریه هاش بازی رو عوض کرد؟


بگذریم
زینب نداری و من گریه میکنم...
دیدگاه ها (۳)

گوهر مارگارتا قسمت 6از زبان نویسنده لوسین به ساعت نگاه میکند...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت ۲و امروز قرار...

پارت ۲۲

فصل دومپارت پنجم | اولین قرار واقعیخورشید کم‌کم بالاتر آمده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط