{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم
با  تمام  بی کسی هایم   تباری  داشتم

  دست شب تاراج زد بر پیکر خورشید من
  ورنه با آن  صبح  امیدم  قراری  داشتم

  بر دلم هر لحظه می رویید شوق عاشقی
  در  کنار  سادگی ها  روزگاری  داشتم

  دیر فهمیدم  تفاوت  را  میان  اشک ها
  کز تمام  نارفیقان  چشم  یاری  داشتم

  سینه می سوزد ز فریادی غریب و آشنا
  من  وداعی  تلخ از یادِ  نگاری  داشتم

  می کشد هر دم به سخره اشک هایم را فلک
  خوب می داند چه  قلب  بردباری  داشتم

  دیده می بندم که حسرت بر دلم بسیار شد
  ای دریغا من در این ویرانه داری داشتم..
دیدگاه ها (۷)

.

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش بامن!بیا با من به شهر عشق...

.

سپاسگزارم ازلایکهاتون دوستان بزرگوار

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

.....:این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی ...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

‌ این خزانم را نبین من هم بهاری داشتمبا تمام بی کسی هایم تبا...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با تمام بی کسی هایم تبا...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتمبا تمام بی کسی هایم تباری...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با تمام بی کسی هایم ...

......این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با تمام بی کسی ها...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با تمام بی کسی هایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط