{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم
با  تمام  بی کسی هایم   تباری  داشتم

  دست شب تاراج زد بر پیکر خورشید من
  ورنه با آن  صبح  امیدم  قراری  داشتم

  بر دلم هر لحظه می رویید شوق عاشقی
  در  کنار  سادگی ها  روزگاری  داشتم

  دیر فهمیدم  تفاوت  را  میان  اشک ها
  کز تمام  نارفیقان  چشم  یاری  داشتم

  سینه می سوزد ز فریادی غریب و آشنا
  من  وداعی  تلخ از یادِ  نگاری  داشتم

  می کشد هر دم به سخره اشک هایم را فلک
  خوب می داند چه  قلب  بردباری  داشتم
دیدگاه ها (۳)

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پایم...

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمنبا تواَم بی خبر از حال و ...

من دلم تنگ شده، فاجعه را میفهمی عمق دلتنگی و این حال مرا میف...

من اگر حوا شوم، این بار طغیان میکنم !!سیب را چیده ولی تقدیم ...

......این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با تمام بی کسی ها...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با تمام بی کسی هایم ...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با تمام بی کسی هایم ...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

.....:این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی ...

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

‌ این خزانم را نبین من هم بهاری داشتمبا تمام بی کسی هایم تبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط