دختر پسر کوچکی داشتند گریه میکردند

دختر پسر کوچکی داشتند گریه میکردند
مردی امد و گفت دخترم چرا گریه میکنی؟؟
گفت عمو عروسکم پاره شده
از پسره پرسید تو چرا گریه میکنی؟
گفت اخه عروسکم داره گربه میکنه
دیدگاه ها (۳)

وقتی عموت بود

قلبم برا این بچه تیکه تیکه شد :))))زنیکه سمیی ، اخه آدم اینو...

خب رمان یونگی داریمممم بگید ببینم کدومش بهتره خلاصه دختری که...

کپشننن برای خوندن رمان جذابمون😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و هفت پله...

عاشقانه

و اگر روزی از تو درباره من پرسیدند به آنها بگو :لجباز بود ، ...

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

تک پارتیوقتی بهشون میگیم دیگه دوست ندارم ولی دروغ گفتیم بعدش...

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط