و اگر روزی از تو درباره من پرسیدند به آنها بگو

و اگر روزی از تو درباره من پرسیدند به آنها بگو :

و اگر روزی از تو درباره من پرسیدند به آنها بگو :
لجباز بود ، بیشتر از آنچه باید دوستم داشت اذیتم میکرد و بعد خودش گریه کنان پیشم می آمد و می پرسید دوستم داری ؟!
خیلی حسود بود ؛ از هرکسی که دور و برم میچرخید بدش می آمد .
همیشه به سمت من می آمد انگار من مقصدش بودم و تمام راه ها به من ختم میشد ‌
به آنها بگو خیلی هم خودخواه بود ؛ همیشه میخواست من کنارش و فقط برای او باشم
با تمام وجود عصبانی میشد ...
اما با وجود همه اینها ، تا پای جان عاشقم بود ؛💔🫠
دختر جنوبی 💔
اوّلیــنِ آخــR 🥀
@zeinab3124
دیدگاه ها (۰)

رها🦋 اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند با آن ها بگو لجباز ب...

ادامه‌ی پارت قبل درحالیکه موهایش خیس و حوله سانتی بلندی پوشی...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

🖤 مافیای منقسمت چهارم | ماشین مشکیات روی صندلی نشست و کمربند...

داستان دختر برفی

. گشت سرش وایساد و وقتی مطمئن شد حواس کسی بهشون نیست گفت : ر...

My lovely neighbor part : 71

#دوپارتیقول میدی که سرقولت بمونی؟مینسونگP:2ویو مینهوساعت از ...

دوستم با یک بازیگر زن معروف ازدواج کرد.اما درست زمانی که همه...

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط