ده عدد زیادی بود تو بچه گی‌‌ هامون !

ده عدد زیادی بود تو بچه گی‌‌ هامون !
تا ده می‌‌شمردیم قایم می‌‌ شدیم !
تا ده می‌‌شمردیم همدیگه رو پیدا می‌‌ کردیم !
همدیگه رو ده تا دوست داشتیم !
یک تومن ، ده تا آبنبات
یک توپ ، ده تا همبازی
یکبار قهر ، ده بار آشتی‌
یک بغل ، ده تا بوسه‌
یک کوچه، ده تا همسایه
یک دیدار ، ده تا نامه
این روزا توپ داریم ، همبازی نداریم
توی کوچه مون همسایه نداریم
قهر داریم ، آشتی‌ نداریم
نامه ی عاشقونه نداریم
این روزا اندازه ده تا ، دیگه هیچی‌ نداریم
راستی‌ این روزا چی‌ داریم ؟
دیدگاه ها (۵)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

* 🐥: اخیراً برنامه‌ی روزانه‌ی منظمی ندارم. به‌خاطر تور کنسرت...

سلام ، اول اینکه ما همچین حق و اجازه ای نداریم و نباید پست ه...

سلام قابل توجه بعضیا که میگن رعایت حیا و حجاب در قرآن نیامده...

#دلنوشت #استوری #تکست#گرانی #اضطراب#حسرت #استرس#متن #حرف #حر...

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

صحبت‌های پایانی یونگی✨🥰برزیل، بهتون خوش گذشت؟؟؟ نگران بودم،...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط