قالب پنیر بهانه بود...

قالب پنیر بهانه بود...
از سر تنهایی بود که 
روباه آمد پای درخت
قربان صدقه ی کلاغ رفت 

وگرنه کدام ابلهی باور می کند 
که روباه پنیر بخورد...


tlgrm.me/Logomaker_insta
tlgrm.me/M_Logomaker_M
دیدگاه ها (۱)

نزدیک پاییز است

جنگل نفرین شده پارت ۱

پارت اول راز خون

نقدی بر سینمایی «داستان‌های موازی»

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۷ | رو‌به‌رومرد چند قدم جلو آمد.جونگ‌ک...

پارت چهارم: «سکوت در عمق زخم‌ها»عمارت در سکوت شب فرو رفته بو...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت اول: برخورد آتش و یخ(راهروی شلوغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط