تاریخ کوتاه ایران و جهان-998
تاریخ کوتاه ایران و جهان-998
______________________________
از روز ششم ماه فوریهء سال 720 ز. {زادروزی}(میلادی) ، «محمد ابن علی ابن عباس» (1) ، نوهعموی «محمد ابن عبدالله» ، کنشهای (فعالیتهای) خود ، برای دست یافتن به فرپیشهء (مقام) فرمانروائی (خلافت) را آغاز کرد . از آنرو که پدر «محمد ابن علی ابن عباس» ، «عباس ابن عبدالمطلب» بود ؛ این خاندان ، به «عباسیان» نامی (مشهور) شدند (2) . یادآوری میشود که «عباس ابن عبدالمطلب» ، عموی «محمد ابن عبدالله» بود.
«محمد ابن علی ابن عباس» ، همه جا به زبان می آورد که فرمانروائی (خلافت) ، باید از آن «بنیهاشم» ، که خاندان «محمدابنعبدالله» است باشد ، و نه از آن «امویان» ؛ ولی خواستهء (هدف) دلی (قلبی) او ، این بود که خودش فرمانروا (خلیفه) بشود ، و سپس فرمانروائی (خلافت) را در خاندان خودش ، فرزندرسی (ارثی) کند (2) . بواژگانی دیگر (بعبارتی دیگر) ، «محمد ابن علی ابن عباس» این خواستهء دلی (قلبی) خود را به زبان نمیآورد ، تا پیروان «علیابنابیطالب» را نیز ، به پشتیبانان (طرفداران) خود بیفزاید ، و از پشتوانهء همایهای (اجتماعی) آنها ، برای رسیدن به خواستهء خودش ، بهرهبرداری کند (2) . پس از چندی ، این ترفند «محمد ابن علی ابن عباس» ، کارگر افتاد ؛ و همهء پیروان «علیابنابیطالب» ، اینگونه انگاشتند که «محمد ابن علی ابن عباس» ، درپی به فرمانروائی (خلافت) رساندن «محمد ابن علی الباقر» (2) ، نوهء «حسینابنعلی» است.
به هر روی ، «محمد ابن علی ابن عباس» ، از همینگاه (همین زمان) ، برای بالا بردن شمار (تعداد) پشتیبانانش ، کنشهای (فعالیت) گستردهء خود را آغاز کرد ؛ و با فرستادن باورگسترهای (مبلغان) خود به سراسر قلمروی «فرمانروائی (خلافت) اموی» ، به همهء «ناعربهای نامسلمان» نوید (وعده) داد که پس از رسیدن یکی از «بنیهاشم» به فرمانروائی (خلافت) ؛ آنها از پرداخت باج «جزیه» ، و همچنین از «بیمزدبکارگماشته شدن» رها (معاف) خواهند شد (2).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad_ibn_Ali_ibn_Abdallah
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad_al-Baqir
پژوهشپایه (منبع تحقیق):
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Abbasid_Revolution
______________________________
از روز ششم ماه فوریهء سال 720 ز. {زادروزی}(میلادی) ، «محمد ابن علی ابن عباس» (1) ، نوهعموی «محمد ابن عبدالله» ، کنشهای (فعالیتهای) خود ، برای دست یافتن به فرپیشهء (مقام) فرمانروائی (خلافت) را آغاز کرد . از آنرو که پدر «محمد ابن علی ابن عباس» ، «عباس ابن عبدالمطلب» بود ؛ این خاندان ، به «عباسیان» نامی (مشهور) شدند (2) . یادآوری میشود که «عباس ابن عبدالمطلب» ، عموی «محمد ابن عبدالله» بود.
«محمد ابن علی ابن عباس» ، همه جا به زبان می آورد که فرمانروائی (خلافت) ، باید از آن «بنیهاشم» ، که خاندان «محمدابنعبدالله» است باشد ، و نه از آن «امویان» ؛ ولی خواستهء (هدف) دلی (قلبی) او ، این بود که خودش فرمانروا (خلیفه) بشود ، و سپس فرمانروائی (خلافت) را در خاندان خودش ، فرزندرسی (ارثی) کند (2) . بواژگانی دیگر (بعبارتی دیگر) ، «محمد ابن علی ابن عباس» این خواستهء دلی (قلبی) خود را به زبان نمیآورد ، تا پیروان «علیابنابیطالب» را نیز ، به پشتیبانان (طرفداران) خود بیفزاید ، و از پشتوانهء همایهای (اجتماعی) آنها ، برای رسیدن به خواستهء خودش ، بهرهبرداری کند (2) . پس از چندی ، این ترفند «محمد ابن علی ابن عباس» ، کارگر افتاد ؛ و همهء پیروان «علیابنابیطالب» ، اینگونه انگاشتند که «محمد ابن علی ابن عباس» ، درپی به فرمانروائی (خلافت) رساندن «محمد ابن علی الباقر» (2) ، نوهء «حسینابنعلی» است.
به هر روی ، «محمد ابن علی ابن عباس» ، از همینگاه (همین زمان) ، برای بالا بردن شمار (تعداد) پشتیبانانش ، کنشهای (فعالیت) گستردهء خود را آغاز کرد ؛ و با فرستادن باورگسترهای (مبلغان) خود به سراسر قلمروی «فرمانروائی (خلافت) اموی» ، به همهء «ناعربهای نامسلمان» نوید (وعده) داد که پس از رسیدن یکی از «بنیهاشم» به فرمانروائی (خلافت) ؛ آنها از پرداخت باج «جزیه» ، و همچنین از «بیمزدبکارگماشته شدن» رها (معاف) خواهند شد (2).
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad_ibn_Ali_ibn_Abdallah
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad_al-Baqir
پژوهشپایه (منبع تحقیق):
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Abbasid_Revolution
- ۷۰۸
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط