روز به روز بى احساس تر میشويم؛

روز به روز بى احساس تر میشويم؛
روز به روز دل‌سردتر،
روز به روز اعتمادمان نسبت به آدم‌هاى اطراف‌مان كم‌رنگ و كم‌رنگ تر میشود.
ما بى آنكه خودمان با خبر باشيم ديوارهايى شده ايم براى نوشتن يادگارى آدم‌ها،
آدم‌هاى بلاتكليفى كه خودشان نمی دانند از زندگى چه ميیخواهند، از صبح كه چشم باز می كنند تا سياهى شب، به جاى زندگى كردن، به جاى دوست داشتن، به جاى عاشقى كردن، روزمرگى میكنند و روزمرگى.
آدم‌هايى كه حتى برایشان مهم نيست روى كدام ديوار می نويسند.

علی قاضی نظام
دیدگاه ها (۰)

من هیچ‌وقت آن‌قدر سرم شلوغ نمی‌شود که دلم برایت تنگ نشود… حت...

ما آدم ها استادِ قضاوت کردنِ دیگرانیم...جواب ندادنِ پیام را ...

من عاشق سیاه و سفیدم؛چون توی دنیای من،هر چیزی که رنگ داشت، ب...

عاشقانه های شبنم

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط