{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،
به عقب نگاه می‌کنی و می‌بینی بعضی رفتن‌ها آن‌قدرها هم بی‌معنا نبوده‌اند.

آن روزهایی که برای ماندنشان جنگیده‌ای،
برای رسیدنشان از خودت گذشته‌ای،
فکر می‌کردی اگر به دستشان بیاوری،
بالاخره چیزی در زندگی‌ات سرِ جای خودش قرار می‌گیرد.

اما بعضی آدم‌ها،
بعضی اتفاق‌ها،
اصلاً برای ماندن وارد زندگی ما نمی‌شوند.

می‌آیند تا چیزی را درونمان جابه‌جا کنند.

و وقتی می‌رود،
اول فقط جای خالی‌اش را می‌بینی.
دلتنگی را می‌بینی،
شب‌هایی را که کش می‌آیند،
خاطراتی را که دست از سرت برنمی‌دارند
و آینده‌ای را که یک‌باره شکل دیگری پیدا کرده است.

اما زمان که می‌گذرد،
آرام‌آرام می‌فهمی آنچه با رفتنش از تو گرفته نشد،
مهم‌تر از چیزی بوده که با رفتنش از دست دادی.

می‌فهمی آن آدم آمده بود
تا سلیقه‌ی قلبت را عوض کند؛
فهمت را عمیق‌تر کند؛
تا تو را با بخش‌هایی از خودت آشنا کند
که پیش از آن حتی خبر نداشتی وجود دارند.

شاید برای همین است
که بعضی آدم‌ها با رفتنشان تمام نمی‌شوند.

می‌روند،
اما اثری از خودشان در تو جا می‌گذارند
که دیگر پاک‌شدنی نیست.

همه‌ی رفتن‌ها برای خالی گذاشتنِ یک جای خالی نیستند؛
بعضی‌ها می‌روند
تا جایی در تو باز شود
که دیگر هیچ‌وقت آدمِ قبلی نباشی.
دیدگاه ها (۲)

بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، تازه می‌فهمیم چقدر برای ماندنشان ا...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

آدم‌ها را همان‌طور که هستند بشناس، نه آن‌طور که دوست داری با...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

بعضی آدم‌ها فقط وارد زندگی‌ات نمی‌شوند؛می‌آیند و می‌شوند آرا...

با تو شب دیدنی تر است ای ماه منلحظه هایی که با تو سپری می شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط