{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی خو کرده با زنجیر

زنی خو کرده با زنجیر

زنی مانوس با زندان

تمام سهم او اینست

نگاه سرد زندانبان

*

زنی را می شناسم من

که می میرد ز یک تحقیر

ولی آواز می خواند

که این است بازی تقدیر

*

زنی با فقر می سازد

زنی با اشک می خوابد

زنی با حسرت و حیرت

گناهش را نمی داند

*

زنی واریس پایش را

زنی درد نهانش را

ز مردم می کند مخفی

که یک باره نگویندش

چه بد بختی چه بد بختی

*

زنی را می شناسم من

که شعرش بوی غم دارد

ولی می خندد و گوید

که دنیا پیچ و خم دارد
دیدگاه ها (۴)

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

زنی با تار تنهایلباس تور می بافد ...زنی در کنج تاریکینماز نو...

زن

زنی با تار تنهاییلباس تور می بافد ...زنی در کنج تاریکینماز ن...

زنی با تار تنهاییلباس تور می بافد ...زنی در کنج تاریکینماز ن...

زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن در...

زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن در...

این شعر زیبا تقدیم به همه مهربانوهای گرامی:زنی را می شناسم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط