من میروم خیال بماند برای تو
من میروم خیال بماند برای تو
یک قصه ی محال بماند برای تو
در انتظار آمدنم زجر میکشی
وقتی که ماه و سال بماند برای تو
از شاخه های پر بر و بی بار زندگی
این میوه های کال بماند برای تو
تقدیر من اگر که بد و خوب با خودم
ته استکان و فال بماند برای تو
از مثنوی دلهره ام پاک می شوم
وقتی که قیل و قال بماند برای تو
هجرت اگر چه درد عظیمی ست خوب من
لبخند در وصال بماند برای تو
یعنی کنار بودنش آرام می شدم؟
هر روزاین سوال بماند برای تو...
یک قصه ی محال بماند برای تو
در انتظار آمدنم زجر میکشی
وقتی که ماه و سال بماند برای تو
از شاخه های پر بر و بی بار زندگی
این میوه های کال بماند برای تو
تقدیر من اگر که بد و خوب با خودم
ته استکان و فال بماند برای تو
از مثنوی دلهره ام پاک می شوم
وقتی که قیل و قال بماند برای تو
هجرت اگر چه درد عظیمی ست خوب من
لبخند در وصال بماند برای تو
یعنی کنار بودنش آرام می شدم؟
هر روزاین سوال بماند برای تو...
- ۱.۷k
- ۰۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط