{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل من گریه مکن

گل من گریه مکن
که در آینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
گل من گریه مکن
سخن از اشک مخواه
که سکوتت گویاست
از نگه کردنت احوال تو را می دانم
دل غربت زده ات
بی نوایی تنهاست
من و تو می دانیم
چه غمی در دل ماست
گل من گریه مکن
اشک تو صاعقه است
تو به هر شعله ی چشمان ترم می سوزی
بیش از این گریه مکن
که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
من چو
مرغ قفسم
تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
گل ن گریه مکن
که در آیینه ی اشک تو غم من پیداست
فطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
دل به امید ببند
نا امیدی کفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگریز
در دندان تو در غنچه ی لب زیباست
گل من گریه مکن
دیدگاه ها (۰)

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

دختری که ملکه ی جهنم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط