به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را ...

به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را ...
بهاری میکنی حال و هوای این حوالی را

نگاهم خاطرت باشد ' غرورم را به یاد آور
اگر روزی شکستی بی خبر ظرف سفالی را...

شلوغی های اینجا بابت عطر برنجش نیست...
تو رونق داده ای با خنده هایت فصل شالی را

نبوسیدی مرا یک سال و اندی روز و این شاعر
نمی فهمید قبل از بوسه هایت قحطسالی را...

نزن لبخند وقتی روی لب های تو حساسم
بیا مسدود کن راه گناه احتمالی را ...

جوان بودم که پرسیدی:کسی را زیر سر داری؟
سری دادم تکان ' گفتم که : رویا نونهالی را
    🔥
دیدگاه ها (۱)

786 به اشکت آبیاری می کنی گلهای قالی را بهاری میکنی ح...

چو مویِ تو تداعی می کند گلهایِ قالی راگلاب آگینه کرده دیده ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط