{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو مویِ تو تداعی می کند گلهایِ قالی را

چو مویِ تو تداعی می کند گلهایِ قالی را
گلاب آگینه کرده دیده ات جامِ سفالی را

برایِ شوقِ دیدارت زدم فال و ندانستم
که یادت برملا سازد قرارِ احتمالی را

نشانی از تو می آید ز کویِ خانه یِ نوروز
تو با اندامِ موزونت بهاری ؛ این حوالی را . . .
ترنم هایِ گیسویِ تو ای بانویِ آذر فام
به سویت می کشد هردم غروبِ سبزِ شالی را

سلامم را تو پاسخ داده ایی جانا که می دانم
کسی قابل نمی داند سلامِ خشک و خالی را

اگر چه شورِ وصلِ تو برایِ من میسر نیست
مرا بس باشد هر لحظه وفایِ خوش خیالی را

مجید_محبعلی
دیدگاه ها (۵)

به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را ...بهاری میکنی حال و هوای...

۷٨۶به اشکت آبیاری میکنی گلهای قالی را ...بهاری میکنی حال و ه...

786 به اشکت آبیاری می کنی گلهای قالی را بهاری میکنی ح...

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیستالتماست می کنم این بی خ...

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیست التماست می کنم این بی ...

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیستالتماست می کنم این بی خ...

بی‌وفایے پیش چشم این اهالے خوب نیستالتماست می‌ڪنم، این بی‌خی...

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیستالتماست می کنم این بی خ...

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیستالتماست می کنم این بی خ...

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیستالتماست می کنم این بی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط