حال این روزام میشه تو همین شعر ابتهاج خلاصه کرد:

حال این روزام میشه تو همین شعر ابتهاج خلاصه کرد:
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد!
دیدگاه ها (۲)

نمی‌دانم بگویم راز جرأت و جسارت کودکان یمنی یا بگویم تنها حر...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

مهدی جان

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

اگر عشق شهریار را می‌توانستم اندازه بگیرم، می‌گفتم که چقدر د...

من نمی‌دانم پیشانیم سیاه‌ستیاکه خیلی خوش شانس یک طرف توی این...

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

افتاده در چشم تو صاف

بعضی آدم‌ها را نباید فقط دید؛ باید به بودنشان افتخار کرد. بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط