بازی تلخ تکرار)p19

#part_19

کاترین

منتظره لونا بودمو بی حوصله تر از همیشه این پا اون پا میکردم که زنگ در زده شد
خدمتکار درو باز کرد که لونا پرید تو ،خیلی زیبا شده بود
با دیدنم نفسشو کلافه داد بیرون
–این چه وضعیه پاشو کاترین وقت نداریم
–چرا چیشده مگه؟
به لباسای ساده تیرم اشاره کرد
–من اینطوری…
نزاشت ادامه بدم کشوندم طبقه بالا کل کمدم رو به هم ریخت و با تمام اعتراضایی که کردم یه پیراهن مشکی کوتاه بهم داد و خط و نشون کشید که بپوشمش
خیلی هارمونی خوبی با پوست سفیدم داشت
آرایش ملایمی حواله صورتم کرد و کفشامو گذاشت جلوم
واقعا تو اینه وقتی به خودم نگاه کردم خیلی غریبه بودم با این ظواهر..خیلی خوشگل شده بودم

تهیونگ
–پاشو دیگه پسر پوسیدی تو این خونه
کلافه دستی به صورتم کشیدم
–حوصله این بچه بازیا رو ندارم خودت میری برو بسلامت
–تهیونگ یه بارم که شده سازه مخالف نزن خیلی وقته نرفتیم اگه بخاطره سولان..
–برام اهمیتی نداره اون
دستاشو به هم کوبید و گفت : پس بریم؟
میدونستم اگه مخالفت کنم تا صبح مغزمو متلاشی میکنه این ادم زبون نفهم!
پس سعی کردم حرفی نزنم و باهاش برم
شاید یکمم حالو هوام عوض می‌شد
تو این مدت فقط سرگرم کار بودم،یه مهمونی کوچیک شاید بد نباشه.
دیدگاه ها (۸)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . .◟- #ParT_13 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سمت ...

پنهان عشق

پنهان عشق

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

پارت ۲۳

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

قسمت ۹(بخش اول)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط