{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیر مژگانت دلم را خسته کرد

تیر مژگانت دلم را خسته کرد
آتش چشمت مرا دلبسته کرد
آن نگاه پاک و چون دریای تو
این دل بشکسته را وابسته کرد
آن صفای خفته در چشمان تو
آتشی در جان این دلخسته کرد
رشته ای از مهر تو در دل فتاد
مرغ آزاد دلم پر بسته کرد
اختیاری من ندارم چون که او
دل برای مهر تو شایسته کرد
من ندانستم دلم کی شد اسیر
چون نگاهت دل خراب آهسته کرد
گر برانی از برت ما را چه باک
چرخ گردون این جفا پیوسته کرد
دیدگاه ها (۲)

دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد،که تا آخر عمر هم بدویچیزه...

تاوان حرف هایی که نمی توانیم بزنیم...موهای سفیدی ست که لابلا...

‌دِلَم خُوش نیست ......غَمگینَم ......ڪَسے شایَد نِمےفَهمَد ...

مـرا دوبـاره ،به آن روزهایِ خوب ببر .؛سپـس ،رهـٰا کُـن و بَـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط