{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت باران بسیار می بارد

گفت باران بسیار می بارد
من گفتم
شاید ابرها عاشق شده اند جایی!!!
شاید شبی ،وقتی
از بالای سر ابادی تو
عبور کرده باشند !!!
که اینگونه بی تاب اشک میریزند.
گفت ،باران در این پاییز
عجیب بوی بهار را میدهد
گفتم
این امد و رفت های تقویمی
بازی واژه هاست.
بهار روز امدن اوست
این روزها
ابرها ،همه از سر دلتنگی
می بارند........


خدایا،بهاری ترین بارانت را بر سر ما نازل کن.......
اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۲)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

🦢 پارت هفدهم | نزدیک‌تر از همیشهروزها آرام‌تر شده بود، اما ر...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط