میدانی به چه می اندیشم ؟

میدانی به چه می اندیشم ؟

به چشمانت که تاب دیدارشان نداشتم و اکنون در حسرتم که چرا؟

برق چشمانت سوی دیدگانم را خاموش میکرد ومن چاره ای جز به زمین دوختن چشمانم را نداشتم.

آه نمیدانی که چه قدر دلم برای لحظه ی ریختن میتپد ،آن لحظه که تمام وجودم را لبریز میکردی از گرمای درونت ،

اما خود نمیدانستی و شاید من نمیفهمیدم .

تو با من چه کردی که این چنین مشتاقت گشته ام .

با خود میجنگم تا شاید برق نگاهت را در خود خاموش کنم اما ،

گویی این آتشی است که دل را میسوزاند و آهش از سینه برون میزند وتمامی ندارد .

نمیدانم که چرا در این دنیای کوچک این چنین از تو دور افتاده ام .

میترسم ، میترسم از اینکه حرف چشمان مرا نفهمیده باشی.

چشمهایت حرفهای بسیاری از درون دلت برای من فاش کرد که شاید خودت هم نفهمیده باشی اما من،

آنها را مشتاقانه در اعماق وجودم حک کردم و گویی هر روز آنها را مرور میکنم.

من هر روز وهر روز وهر روز تمام رویاهایم را با تو قسمت میکنم و تو ……….. نمیدانی

من هر روز تورا مرور میکنم وتو……. نمیدانی

من همیشه با تو حرفها دارم و تو……. نمیدانی

من.. من….. من.. تو را دوست دارم واما تو بازهم …نمیدانی.
دیدگاه ها (۲)

سلام،سلام به روح پاک رهبر شهیدمبنام خدایی که شاهد است و شهدا...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

اممم...بچه ها🥺🥺کرونا گرفتم و دو هفته چهار روز گذشته ولی خوب ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

دیـدی چـی شـد؟!دیـشـب خـوابــتـو دیـدم...♡!راسـتـش هـرشـب بـ...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖠𝖼𝗁è𝗍𝖾 𝗆𝗈𝗂 𝗎𝗇 𝗌𝖺𝖼 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖾𝗅l  ۪ׅ  ࣭࣪𝂅𖹭 🇨🇵ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖨'𝖫𝖫  𝖬𝖠𝖪...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Seven ویوی تهیونگ :دوباره و دوبا...

عشق در گنگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط